بانو جان!
گفتی دیگه نوشته هام رو نمی خونی
باشه
مینویسم
تا همیشه برام بمونه که
بی ادعا
تمام مهرو محبت خودم رو به تو
دادم
پس
خوش اومدی توی زندگیم
راستی
ممنونم از اینکه منو دعوت کردی
به
یک فنجان چای
همراه خنده های زیبای خودت
که بهترین هدیه برای منه
سپاسگزارم
بانوی جان
بانو جان
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
از سر پر خطرت می ترسم
بانوی جان !
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
خیال می کردم؛ عاشقت نمیشم…●
اگه نگات کنم، یه کم!●
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند
ز غم هستی
چه به دل دارم
به چه کس گویم
شده روز من
چو شب تارم
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
کاش سوی تو دمی رخصت پروازم بود
تا به سوی تو پرم بال و پری بازم بود
یاد آن روز که از همت بیدار جنون
زین قفس تا سر کویت پر پروازم بود
دیگر اکنون, چه کنم زمزمه در پرده عشق؟
دور از آن مرغ بهشتی که هم اوازم بود!
همچو طوطی به قفس با که سخن ساز کنم؟
دور از آن آینه رخسار که هم رازم بود
خواستم (عشق ) تو پنهان کنم و راه نداشت
پیش این اشک زبان بسته که غمازم بود!
رفتی و بی تو ندارد غزلم گرمی و شور
که نگاهت مدد طبع سخن سازم بود.
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
میدونی !
این شعر رو از طرف تو نوشتم
بانوی جان !
بااااانووووی جان !
زآنچه میگویم پشیمانم مکن
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
آدم کسی که دوستش داره رو یادش نمیره
فقط یاد میگیره کمتر راجع بهش حرف بزنه
کمتر فکر کنه
تا کمک کنه که دلش کمتر تنگ بشه
همین ..
گوش کردی ؟ یادش نمیره ..
باااانوی جان
بانو جان!
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
خوشه خوشه گرد كردي، اي شگفت
رهزنت ناگه سرِ خرمن گرفت
توبه كردي زانچه گفتي اي حكيم
اين حديثي دردناك است از قديم
توبه كردي گر چه ميداني يقين
گفته و ناگفته ميگردد زمين
تائبي گر زانكه جامي زد به سنگ
توبهفرما را فزونتر باد ننگ
شبچراغي چون تو رشك آفتاب
چون شكستندت چنين خوار و خراب؟
چون تويي ديگر كجا آيد به دست
بشكند دستي كه اين گوهر شكست
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
هرگز از خویش نگفتند سخن
که در آنجا که توئی
بر نیاید دگر آواز ز«من»
ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد
هر چه میل دل دوست
بپذیریم به جان
هر چه جز میل دل او
بسپاریم به باد!
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
در شبان غم تنهايي خويش
عابد چشم سخنگوي توام
من در اين تاريكي
من در اين تيره شب جانفرسا
زائر ظلمت گيسوي توام
گيسوان تو پريشانتر از انديشه ي من
گيسوان تو شب بي پايان
جنگل عطرآلود
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
پر
از اندوه
برایت می نویسم
گل زیبای خندون!
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
بانوی گل!
یا
گل بانو!
خاطرم هست که یک روز با همان
لحن زیبای پرنشاط ( که دلتنگ یک لحظه ی آنم ) پرسیدی:" یادم ترا فراموش یعنی چی ؟ "
برچسب:
نویسنده: آراد نظری